محمد تقي جعفري
6
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
كثافت خود بسوزند و تباه شوند ، ولى چه بايد كرد كه ضرر اين ضد انسانها و اين دشمنان انسانيت ، بر جانها و شخصيتها و اصول اخلاقى و حتى بر حيات اقتصادى و سياسى و حقوقى و فرهنگى جوامع بشرى تلختر و نابود كننده تر از آن است كه حتى يك لحظه از حيات آنان قابل پذيرش باشد . همهء اين نابكارىهاى نابخردانه كه تباه كننده ترين عامل فرهنگ متعالى انسانى است ، يك طرف و وقاحت قابل پذيرش ساختن آنها براى افراد نوع انسانى بعنوان پديدههاى زندگى آزادانه از طرف ديگر ، تير خلاصى است كه همهء خردمندان صداى شليك آن را شنيدهاند . كيست آن كسى كه هوى را مغلوب هدايت مىسازد آن كمال يافتهء الهى و تربيت و تعليم يافتهء باغبان باغ هستى است كه همهء وجدانهاى ناب بشرى به انتظار مقدم او لحظه شمارى مىكنند ، و آن بقيهء رسالت و امامت است كه براى به ثمر رساندن تلاشهاى پيشتازان ربانى ، تاريكىهاى شديدتر از ظلمات دوران جاهليت را از فضاى ننگ آلود تاريخ زدوده و طعم تاريخ انسانيت را براى مردم جوامع قابل دريافت خواهد فرمود . در اين روزگار است كه حيات انسانها جوانه مىزند و براى به ثمر رسانيدن حكمت وجودى خود ، شاخهها برگها و ميوهء خود را كه قرار گرفتن در جاذبيت كمال ربوبى است ، سرسبز و خرم مىگرداند براى همين است كه ورد زبان همهء اقوام و ملل وابسته به اديان الهى ، همواره چنين بوده است : منتظرم تا كه فصل دى بسر آيد باغ شود سبز و باغبان به در آيد بلبل عاشق به پاى گلبن توحيد اشك فشان باش تا دم سحر آيد بگذرد اين روزگار تلختر از زهر بار دگر روزگار چون شكر آيد اين انسان كامل است كه ماهيت هوى و مختصات آن را و همچنين ماهيت هدايت و لوازم و صفات آن را براى همهء آدميان مىشناساند و طرق تقويت اراده را براى مردم تعليم مىنمايد تا آنجا كه مردم حيات خود را در هدايت و كمال ببينند و مرگ خود را